سال نو را به همه دوستان خوبم تبریک عرض می کنم . امیدوارم سال خوبی رو در پناه حق آغاز کرده باشید .
فردا نهم فروردین مصادف با سالروز درگذشت « مسیحا » ی شعر معاصر کشورمان سید حسن حسینی است . او نقش بسزایی در شکل گیری شعر پس از انقلاب داشت . از او آثاری چون «همصدا با حلق اسماعیل» (مجموعهی شعر)، «برادهها» (نثر ادبی)، «بیدل، سپهری و سبک هندی»، «گنجشک و جبراییل» (مجموعهی شعر عاشورایی)، «مشت در نمای درشت» (معانی و بیان در ادبیات و سینما)، «گزیدهی شعر جنگ و دفاع مقدس» (با انتخاب و توضیح)، «نوشداروی طرح ژنریک» (مجموعهی شعر طنز)، «طلسم سنگ» (مجموعهی نثرهای عاشورایی)، «شقایقنامه» (نثر عاشورایی)، ترجمهی «حمام روح» (جبران خلیل جبران) ، « نگاهی به خویش» (گفتوگو با شاعران و نویسندگان معاصر عرب همراه با موسی بیدج) ،«ملکوت سکوت»(شعرهای سپید و نیمایی) ، «سفرنامهی گردباد» (شعرهای کلاسیک) و «از شرابههای روسری مادرم» (دربارهی حضرت زهرا (س) ) بر جای مانده است .نزدیک بودن به سالروز در گذشت مسیحا سبب شد تا شعری از او دریاره ی میرزا کوچک را انتخاب و در وبلاگ بگذارم . روحش شاد . شعر < تنفس آتشفشان سرد > از مجموعه ی «همصدا با حلق اسماعیل» اشاره دارد به فضای پر التهاب جنگل و نهضت جنگل پس از شهادت میرزا کوچک جنگلی . اصطلاحات و تعابیر در این شعر فوق العاده زیبا و دلچسب است . با هم شعر زیر را می خوانیم :
تنفس آتشفشان سرد
جنگل ، سكوت ، هیچ ... آهسته یك قدم در متن احتیاط ضربان بی امان فاجعه در گیجگاه باد تلواسه۱ ی تفنگ رؤیا و بوی ماه در شامه ی پلنگ ضربان نبض مرگ بی تابی زمین در انتظار برگ دست شكارچی در معبر فشار پیوند بی تزلزل باروت و انفجار آنك نزول پوزه ی كفتار و خرس و گرگ در عرصه ای حقیر بر قامتی سترگ با برگ برگ سبز درختان ملتهب آنك ظهور پچپچه ی لاله های سرخ: ـ گویا گراز زخمی شب بر گلوی نور دندان فشرده است! ـ گویا دوباره گوی ظفر را چونان همیشه پنجه ی نامرد برده است! ـ شاید حریق شوق رهایی همراه با دلاور جنگل فسرده است؟ خنیاگر۲ خزر فریاد می زند: «جنگل نمرده است هرچند بی شمار در جزر و مد خنجر شب زخم خورده است جنگل نمرده است...» * آتشفشان سرد آنك دوباره گرم نفس می كشد به شوق در قامت ستبر دلیران پاسدار ـ چونان ظهور معجزه ای ـ زنده مي شود ميرزا شهيد شور و شعف گرد گيله مرد * خنيا گر خزر فرياد مي زند: ميرزا نمرده است ميرزا حريق جنگل در خون تپيده را ميرزا طلسم فجرو طلوع سپيده را ميرزا تفنگ را به شهابان شب شكن اين قاصدان صبح اين وارثان مصحف و ميزان سپرده است. ميرزا نمرده است خنياگر خزر فرياد مي زند. آذر ۵۹
لیمونجو یکی از قراء تابعه رودسر است و سید ابوالقاسم لیمونجوئی که امامت جماعت و شخص متمکنی است مردی است آزادیخواه و در کسوت روحانیت که برادرش وثوق الممالک عسگری در عداد مجتهدین جنگل مشغول خدمتگذاری است .
امام جمعه لیمونجوئی از توقف طولانی جنگلی ها در صفحات گیلان خسته شده و آرزومند است که نهال انقلاب با همه خونهای گرمی که برای آبیاریش ریخته شده است به ثمر بنشیند و زندگی عادی مردم شهری و دهات توام با آسایش و رفاه و عاری از هیجان و دلهره آغاز گردد و لهذا نامه منظومی که مشحون از ترغیب و در تشویق و در عین متضمن ملامت و سرزنش است برای میرزاکوچک خان می فرستد.
خاک ایران توتیا شد زیر سم اسب دشمن
تا به کی ای شیر بنمودی تو اندر بیشه مسکن
خطه زیدق سرا و گوشه گوراب زرمخ
کوه قاف است این ، طلسم جادوان یا چاه بیژن
مردم از شاه و وزیر و دیگران مایوس اما
جمله بر آنند کی ملک از تو خواهد گشت گلشن
ملت ایران به امید تو و تو توی جنگل
عار ناید چون تویی را روز و شب آسوده خفتن
داستان شارل و ناپلئون و ویلهم و سکندر
قصه پاریس و نروژ و خاک یونان دشت ژرمن
کهنه شد ای پور پاک کاوه اسمعیل ثانی
خیز از جا ریشه اعداء دین از بیخ بر کن
کله پر شور باید مردم رزم آزما را
بالله اندر جنگ ناید پیروی عقل کردن
میرزا در صدد بر می آید که پاسخ امام را به نظم بدهد اما چون شاعر نیست به شاعر ملی « اسماعیل دهقان » که این زمان در جنگل بود مراجعه می کند ؛ نامبرده جوابی تنظیم می نماید که بدین مطلع آغاز شده بود:
از تواریخ و سیر آموختم دستور روشن
مرد حزم اول کند اندیشه بعد آهنگ دشمن
متاسفانه بقیه ابیات به یاد نماند و در دیوان مرحوم دهقان نیز که به اهتمام فرزندش فریدون در سال 1330 به چاپ رسید ملاحظه نگردید . ونیز یک تصنیف محلی (که پنج بیت آن در زیر نگاشته می شود ) ساخته شده بود ، که جوانها آن را با این حالت میخواندند.
چقدر جنگل خوسی ... ملت واسی ... خستا نبوستی
می جان جانانا ... ترا گوما میرزا کوچک خانا
خدا دانه که من ... نتانم خفتن ... از ترس دشمن
می دیل آویزانا ... ترا گوما میرزا کوچک خانا
چیره زودتر نائی - تندتر نائی - تنها بنائی
گیلان ویرانا ترا گوما میرزا کوچک خانا
بیا ای روح روان - تی ریش قربان - بهم نوانان
تی کاس چومانا ترا گوما میرزا کوچک خانا
اما رشت جغلان - ایسیم تی فرمان - کنیم امه جان
تی پا جیر قربان ترا گوما میرزا کوچک خانا
معنی شعر میرزا کوچک خان به فارسی :
چقدر برای ملت در جنگل می خوابی ؟ خسته نشدی؟ ای جان جانانم دلم... (با توام ای ) میرزا کوچک خان خدا می داند که من از ترس دشمن نمی توانم بخوابم دلم چشم براه توست ... (با توام ای ) میرزا کوچک خان چرا تندتر نمی آیی ؟ زودتر نمی آیی ؟ گیلان ویران را تنها گذاشتی ... (با توام ای ) میرزا کوچک خان ای روح و روان من ، فدای محاسنت شوم چشمان آبی ات را بهم نگذار ... (با توام ای ) میرزا کوچک خان ما یاران رشتی تو (بچه های رشت ) گوش به فرمان تو خواهیم بود، جان خود را زیر پای تو قربانی خواهیم کرد ... (با توام ای ) میرزا کوچک خان
»»سعی میکنیم در این وبلاگ گوشه ای از اقدامات نهضت جنگل را بازگو کنیم در این فرصت از فیلم و نماهنگ وموسیقی گرفته تا متن و مقاله وشعر استفادده میکنیم ، تا شاید رضایت خاطر شما مخاطب محترم را بدست آوریم .همینجا اشاره میکنم که غالب مستندات این وبلاگ مربوط به کتاب سردار جنگل نوشته ی استاد ابراهیم فخرایی ست . از این اینکه وقت نازنینتان را در وبلاگ ما سپری می کنید بی نهایت سپاسگزاریم .
درباره لوگوی وبلاگ : اگر می دانستیم به همین راحتی آن را از ما می دزدند هیچ گاه نمی ساختیمش ، زیرا بر این عقیده ایم که اختصاصی ترین قسمت هر وبلاگ لوگویش است . مکاتبه با ما : ebrahim.shadmehr@gmail.com MJ.Shadmehr@Gmail.com
:: کليهي حقوق وبلاگ ميرزا
کوچک جنگلي، از جمله مطالب، محتوا و تصاوير،
متعلق به اين وبلاگ و کاربرانش ميباشد.
بنابراين استفاده، تغيير و گسترش مطالب آن در رسانهها _ از قبيل
سايتها، وبلاگها، نشريات و خبرگزاريها _ آزاد اما در صورت ذکر منبع و درج
لينک آن شايسته است. در ضمن هرگونه استفادهي تجاري از لوگو و مطالب اين وبلاگ
غيرمجاز است. از عنايت شما خوبان سپاسگزارم.