X
تبلیغات
میرزا کوچک جنگلی - دانلود

مدتی بود می‌خواستم در خصوص ترانهٔ میرزاکوچک خان و همچنین ترانهٔ هیبت که توسط زنده یاد استاد فریدون پوررضا اجر شده بود مطلبی بنویسم، که متاسفانه فرصتی دست نمی‌داد. خوشبختانه امروز موفق شدم این مطلب رو به همراه کلیپ مربوط به ترانه و البته خود ترانه را اینجا بنویسم و به روز کنم.

بخش اصلی مطلب و متن از کتاب یادبودهای انقلاب جنگل ذکر شده است. همچنین برخی از عکسهایی که در کلیپ استفاده شده از سایرسایت‌ها و وبلاگ‌ها گرفته شده که البته تعدادشان کم است ولی مابقی مربوط و متعلق به همین وبلاگ و شخص خودم است. در این کلیپ ابتدا قسمتی از ترانه معروف میرزا کوچک خان اجرا و بعد از آن ترانه ی هیبت بصورت کامل خوانده شده است .
متن ترانه‌ای که توسط زنده یاد پوررضا در این کلیپ اجرا شده که در انتهای این پست به همراه معنی فارسی‌اش آمده است.

ترانه و سرود هیبت در توصیف پایمردی و شجاعت زنی به نام هیبت است. زنی که اسلحه به دست گرفت و به جنگل زد و تا دستگیری و زندان پیش رفت. زندگی هیبت را باید در ارتباط با زندگی دو برادر حیدرخان و قره خان دیلمی مورد بررسی قرار داد. حیدر خان و قره خان دو برادر دیلمی بودند که بر علیه خوانین و مالکان سیاهکل برخاسته و تفنگدارانی دور خود گرد آورده بودند، در میان دستهٔ حیدر خان دو برادرزاده او به نام صفایی و صفرخان از امین‌ترین کسان حیدر بودند.
حیدر و دسته‌اش هنگام عبور از روستای چوشل Chushal در شرق سیاهکل به هیبت که در تناسب اندام وزیبایی نمونه بود، برخوردند، صفرخان عاشق هیبت شد.
هیبت دختر آقاجان نامی از تیرهٔ گالش دیلمانی بود که نام تیره‌شان را درکی Daraki می‌گویند بود که بهار و تابستان را در قسمت کوهستانی گیلان در چوپان سرایی به نام کلاچ خانی Kalachkhani در هشت کیلومتری جنوب دیلمان و پائیز‌ها را در روستای نیاول Neyavol پنج کیلومتری شمال شرقی دیلمان به تربیت گاو، گوسفند و بز و اسب روزگار می‌گذراندند، هیبت در چنین خانواده‌ای بزرگ شد و او را به «میرزا هادی» نامی از گاودارهای چوشل عقد کرده بودند، ولی به قول روستایی‌ها، هیبت راضی نبود و این به سبب امتیازهای قد و قواره متناسب او بود نسبت به میرزا هادی.
کسانی که هیبت را دیده‌اند می‌گویند: هیبت زنی بود بلند بالا، سفید چهره، سیاه چشم و ابرو، بینی قلمی و کشیده و دهنی کوچک و خال سیاهی در گوشه لب غنچه‌ای او دیده می‌شد. اغلب موی سیاه پرپشت خود را تبدیل به شش تا «دوته»‌هایش را زیر لچک سیاهش «مندیل» می‌بست، گردن بلند و خوش تراشی داشت که در ترانهٔ مربوط به او از گردن بلند و چشم سیاه و خال لب او اشاره شده است. خلاصه هیبت را زنی رشید و جسور معرفی می‌کنند و سبب نخواستن میرزا هادی او را همین امتیاز‌ها می‌دانند. حیدر خان این زن را از شوهرش طلاق گرفت و به عقد برادرزاده‌اش صفرخان درآورد.
نبردِ بین خوانین و حیدر باعث قتل برادرش قره خان و برادرزاده‌اش نامدار در آسیابر شد، حیدرخان به عمارت اعیان سیاهکل حمله کرد و برادر شجاع الممالک به نام حاجی خان را کشت و ترس و وحشت در دل خوانین به وجود آورد. مالکان از حاکم وقت گیلان کمک گرفتند، چندین قزاق و سرباز به فرماندهی افسری به نام بهرامعلی خان به محل اقامت حیدر در روستای فشتال حمله کردند خانه را محاصره کردند، حیدر در خانه نبود. صفرخان تیر خورد و کشته شد و هیبت دستگیر شد، چندی در زندان تحت فشار قزاق‌ها بود، سرانجام فرار کرد و به روستای فشتال رفت. چندی در جنگل ماندند و به امید دریافت کمک بودند، با حمله سرتیپ رضاخان به گیلان در روستای فشتال دستگیر شدند. صفایی در لاهیجان به قتل رسید و هیبت آزاد شد، خبر دستگیری حیدرخان او را ناامید کرد، به چوشل برگشت و مرد. زنده یاد محمدولی مظفری ترانه هیبت را از میان روایت‌های مختلف که به گواهی او از دویست نفر بیشتر بوده شنیده، ضبط نموده است. این رویداد مقارن نهضت بود، میرزا پیک‌هایی به سیاهکل فرستاد و خواهان همکاری حیدر و تفنگدارانش با نهضت جنگل شد. چندی این همکاری ادامه داشت، اما حیدر و دسته‌اش نظم جنگل را برنمی تابیدند، از این نظر همکاری آن‌ها تداوم پیدا نکرد.

هیبت
چندی بوخوانم،‌ای دراز گردن-
سیاه چشم ابرو، نقش تو صفر خان
بلند بالا هیبت جان، موتی غیرت قوربان
‌تر د صفت ن بدان، باقرسرا
پنج تیر ویگیتی، پاپچ دبسته
چموش وازه، مردکان جور، همذای صفرخان
بلند بالا هیبت جان، موتی غیرت قوربان
همه جا چوه، هیبت پوتوه، زن نومان
کلاچ خانی، می‌رز هادی دوان
تره خبر بردان، می‌جان هیبت جان
یه شو تار، فشتال دکته، یه رومه قزاقان
بگیرن تی شو عمو حیدرخان – مو تی غیرت قوربان
تیر اول ن بزه ن، بیجاران می‌ان
تی جوان صفر خان، تی دیل داغ بنان – نامرد قزاقان
شمه رن دومبال بگوده ن، دامان به دامان –
دستگیر بگوده ن، مشیر آدمان-
‌تر صفای جوان، امیر جان، مو تی غیرت قوربان
همه جا چوه، هیبت پوتوه، نیاول بموته –
هیچکس خو پیش محال نگوده
تو صفایی، چشمان دبوسه، ببوردن دِلاجان
گریه بگودی تی ارسو قربان
چه جوره استنطاق بدا، لاجان بازار، غربیه ن می‌ان
پیش کل رضاخان، تی مچه قرص بو، اون خال قوربان
تره ریز پارس نان، کل رضا آدمان، موقوران بیارن
کوره دهیسه، تی شو عمو حیدرخان، مو تی غیرت قوربان
همه دانن نگودی‌ای کاران، مو تی غیرت قوربان
همه جا چوه، هیبت پورتوه، بالا بلنده
چوشل سراجی دِ دیل بکنده


تی واسی مو دامان بشومای/ به خاطر تو من به کوه و دامان رفتم
افسرده و نالان بشومای /افسرده و نالان رفتم
جنگل سیاه و سرده /جنگل سیاه و سرده
می‌آهی دیل‌پور درده/ آه دل من پر از درده
چقدر جنگلا خسی /چقدر در جنگل می‌خوابی
مردم وسی /به خاطر مردم
خسته نبسی/ خسته نمی‌شی
می‌جان جانانای‌/ای جان جانان من
می‌نفس‌/ای نفس من
آی پیله کس‌/ای بزرگ مرد
میرزا کوچک خانای/ میرزا کوچک خان
چندی و تو را بخونم درازه گردن /چقدر من باید تو را صدا کنم‌ای گردن بلند
آی سیا چشمه ابرو‌/ای سیاه چشم و ابرو
بلند بالا /بلند بالا
می‌هیبت‌/ای جان هیبت من‌ای جان من
تی او غیرته قربان/ قربان غیرت تو
چقدر دامان گردی /چقدر در کوه و دامان می‌چرخی
ششلول وگیته، پاپیچ ببسته /هفت تیر به دست و پاپیچ بسته
همراه صفر خان /همراه صفر خان
تی او غیرته قربان/ قربان غیرتت
تورای دنبال بگودن/ تو را دنبال کردند
با صفاییا / صفایی
با حیدر خانای /و حیدر خان را
دامان به دامان /دامان به دامان
کوهان به کوهان/ کوه به کوه
نامرده قزاقان /قزاقهای نامرد
بلند بالا‌/ای بلند بالا
می‌هیبت‌/ای جان هیبت من‌ای جان من
آی تی او غیرته قربان/ قربان غیرت تو
تو رای دستگیر بگودن/ تو را دستگیر کردن
اوتول بنشانن/ سوار ماشین کردن
روانه کودن /تو را روانه کردند
لاجونه بازار /به بازار لاهیجان
غریبه میان /بین غریبه‌ها
پیش او مشیر خان/ پیش مشیرخان
آخ تی او غیرته قربان/ قربان غیرت تو
چقدر استنتاق بدی/ چقدر بازجویی کردن تو را
مچه قرصا بو /ولی دهانت قرص بود
نامردان دست /آن نامردان
تو را چوب بزن/ تو را چوب زدند
تماشا بدن و /نمایشت دادند
چوبم بخوردی/ چوب هم خوردی
اقرار نکودی /ولی اقرار نکردی
از آدم مشیر خان/ از آدمهای مشیر خان
تی او غیرته قربان/ قربان غیرته تو
همه جا چووه/ همه جا پیچیده
هیبت‌پور تاوه /که هیبت پر تاب و طاقته
نکنه هیچ اقرار /اقرار نمی‌کنه
اینه امی دیدار /دیدار ما این است
سو شنبه بازار /در سه شنبه بازار


برچسب‌ها: هیبت, ترانه, گیلان, فریدون پوررضا, دیلمان
+ نوشته شده در 2012/8/4ساعت 20:1 توسط ابراهیم شادمهر |

اکثر گیلانی‌ها و حتی برخی مردم سایر نقاط کشورمان با ترانهٔ رعنا آشنا هستند. اما مطمئنم خیلی‌ها مثل خودم هنوز از چگونگی پیدایش این ترانه یا تصنیف بی‌خبرند. جستجو در این زمینه مرا به کتابی که اتفاقا اخیرا خریده‌ام رساند. کتاب یادبودهای انقلاب جنگل در آخرین صفحات خود در این خصوص مختصری آورده است. هر چند این توضیحات همهٔ آن چیزی را که دنبالش بودم را برآورده نکرد اما دانستن همین جزئیات نیز برای من بسایر ارزشمند است. آنچه در ادامه آمده توضیحات صفحات ۳۵۷ تا ۳۶۲ کتاب یادبودهای انقلاب جنگل است:

ترانهٔ رعنا از تصنیف‌های فولکوریک گیلکی است که در سرتاسر گیلان خوانده و اجرا می‌گردد. خاستگاه این ترانه در شرق گیلان از سیاهکل تا اشکور می‌باشد. رعنا دختری خوش چهره و زیباروی بود و عشاق زیادی داشت. مضمون اصلی ترانه گفتگوی سرچوپانی با محبوب خود رعناست که البته به بهانه آن مسائل اجتماعی و سیاسی عصر هم در ترانه مطرح می‌شود.
زمان سرودن تصنیف با توجه به اشاراتی که در آن انجام گرفته، به نظر می‌رسد مربوط به اواخر دوره قاجار یعنی حدود سال‌های ۱۲۹۵ تا ۱۳۰۰ خورشیدی باشد، دوره‌ای که هرج و مرج بر کشور حاکم بود، فئودال‌ها و مالکین بر جان و مال مردم مسلط بودند، بیگانگان در امور کشور دخالت می‌کردند و حتی دستور می‌راندند، دزدان و سرکشان به حقوق مردم تجاوز نموده و شرایط سختی بر جامعه حاکم بوده است. ترانه رعنامحصول چنین دورانی است.
نام پدر رعنا حسن خانه سری اهل خانه سر اشکور علیا و شوهرش نوروز اهل کشایه اشکور بود، ولی شخص دیگری به نام سرگالش هادی سورچانی و به روایتی شخص سومی به نام کُردآقاجان عاشق رعنا شدند که موجب پیدایش اشعار و ترانه‌های سوزناک عاشقانه محلی فراوان در این زمینه گردید.
البته به نظر می‌رسد که ارتباط عاشقانه فی ما بین آقاجان و رعنا مقرون به صحت نبوده، بلکه رفاقت کُردآقاجان و هادی سورچانی با هم چنین تفکری را برای بعضی ایجاد کرده بود، سرانجام کار این دو تن (هادی و کُردآقاجان) به جایی کشید، که با مردم درگیر و کشته شدند. آنگاه رعنا و نوروز با هم عروسی کرده و تشکیل زندگی دادند، ثمره این ازدواج دختریست که در حال حاضر در لوسرای رحیم آباد زندگی می‌نماید. آرامگاه رعنا در روستای کلایه در اشکور می‌باشد.
روایت‌های متعددی از ترانه رعنا ورد زبان مردم است، بندهایی از این ترانه به خیزش و رویداد انقلابی جنگل و به حیدر عمواوغلی اشاره دارد. حیدر عمواوغلی انقلابی مشهور عصر مشروطیت در هنگام برگزاری کنگره شرق در باکو گزارشی درباره اوضاع ایران از جمله مسائل گیلان و حکومت جمهوری ایران ارائه داده بود که با استقبال اعضای شرکت کننده در کنگره مواجه گردید. در این گزارش فرآیند اختلاف و تشتت در نهضت مورد بررسی قرار گرفته و آشتی جناح‌های شرکت کننده در آن پیشنهاد شده بود، متعاقب آن دو جناح قدرتمند نهضت جنگل یعنی طرفداران میرزاکوچک و جناح چپ موافقت کردند، حیدر عمواوغلی برای حل اختلاف دو جناح به گیلان بیاید. پس از ورود حیدر خان به گیلان دو تن از نمایندگان صدر شورای جمهوری قفقاز نریمان نریمانف به نام‌های ابراهیم بیک و داداش بیک به طرف گیلان حرکت کردند تا نظر میرزاکوچک خان را جویا شدند. این نمایندگان با میرزاکوچک و احسان اله خان و خالو قربان دیدارهایی داشتند.
خبر حضور حیدر عمواوغلی به گیلان در سرتاسر ایران پیچید، مهدیقلی هدایت (مخبرالسلطنه) که نهضت خیابانی در تبریز را (۲۹ ذیحجه ۱۳۳۸ هجری قمری برابر با ۲۲ شهریور ۱۲۹۹ خورشیدی) سرکوب نموده و به خون کشیده بود، نامه‌ای برای حیدر عمواوغلی در رشت فرستاد و خواهان عدم همکاری او با نهضت جنگل شد. حیدر عمواوغلی در رد پیشنهاد او در نامه‌ای جواب دندان شکنی برای او فرستاد.
در پی ورود حیدر عمواوغلی به رشت کمیته انقلابی جدید به رهبری کوچک جنگلی، حیدر عمواوغلی، خالو قربان، محمدی و سرخوش شروع به کار نمود و اعلامیه‌ای در ۲۳ مرداد ۱۳۰۰ خورشدی صادر کرد.
احسان اله خان از جناح تندرو نهضت که از کمیته انقلابی کنار گذاشته شده بود، به منظور اینکه کمیته انقلابی جدید را برابر کار انجام شده‌ای قرار دهد، تصمیم گرفت با نیروهای زیر رهبری خود به تهران حمله کند و با تجهیز سه هزار نیرو از افراد روسی و ایرانی در صدد اجرای نقشه خود برآید و قدرت نمایی نماید. اما در محلی به نام «پل ذغال» مورد یورش واحد قراق و نیروهای جنگی ساعدالدوله قرار گرفت و از دو طرف مورد هجوم واقع شد که منجر به شکست قوای او و پراکنده و متفرق شدن نیرو‌هایش گردید. نیروهای قزاق در همین هنگام پس از تصرف تنکابن قصد تصرف گیلان را داشتند، میرزا کوچک خان رهبر نهضت جنگل سیصد نفر مجاهدت تحت سرپرستی «مشهدی علیشاه» به کمک خالو قربان در لاهیجان فرستاد. حیدر عمو اوغلی نیز با عده‌ای رزمنده و مهمات از راه دریا در سواحل رودسر پیاده شد، در اطراف لاهیجان نبردی خونبار بین نیروهای نهضت جنگل و سپاه قزاق به فرماندهی بصیر دیوان (سپهبد فضل اله زاهدی) رخ داد که موجب شکست نیروهای قزاق گردید.
ترانه معروف «رعنا» با باور نویسنده کتاب «چکیده انقلاب حیدر عمواوغلی» برای بزرگداشت از این حرکت حیدر عمو اوغلی سروده شده است. وی می‌نویسد: «در خلال همین زد وخورد‌ها بود که مردم گیلان در تجلیل حیدر خان عمو اوغلی – این چکیده راستین انقلاب- شعر و تصنیف سرودند»:
حیدر خانای دس به تیرای رعنای
سفید رودای سرازیرای رعنای
رعنای گل رعنای
گل سنبلای رعنای
ناگفته نگذاریم. در همین هنگام حیدر دیگری به نام حیدر دیگری به نام حیدر دیلمی به اتفاق برادرش قره خان و زن جوانی به نام هیبت گروهی را مسلح نموده، بر علیه خوانین دیلمان و سیاهکل به مبارزه خونین دست زد که خود حکایت دیگریست این گمان هم است، بندی که روایت شد، به پاسِ دلیری‌های حیدر دیلمی سروده شده باشد.
در ترانه‌ای که در ذیل نقل می‌گردد، ازهجوم قزاق‌ها و از سال آدم کشی سخن می‌رود و اشاره‌ای به شیرمردان و اشاره‌ای به شیرمردان جنگل دارد و از فریاد گلونده رود و از طوفان گوراب زرمخ صحبت می‌شود، امّا نامی از حیدر برده نمی‌شود.
رعنا
تو که دانی مو گالشم رعنای
مختار خانک سرگالشم رعنای
سالی صد من روغن کشم رعنای
از گالشی دس نکشم
جان من بگو، مرگ من بگو رعنای
پارسال بیچاره تره چی بوبو رعنای
رعنای گلای رعنای
گل سنبلای رعنای
قزاق بامو دس به تیرای رعنای
بزبو کوردآقاجان چپورای رعنای
کورد آقاجانی ایمشو می‌رای رعنای
اونی هفتمونی کی بگیرای رعنای
رعنای گلای رعنای
گل سنبلای رعنای
ایمسال ساله بارونای رعنای
نامرد چقدر فراونای رعنای
ایمسال ساله شیطونای رعنای
آدم کشی چی آسونای رعنای
رعنای گلای رعنای
گل سنبلای رعنای
تو گونی مو سوزن نبونم رعنای
رفیق دزدون نبونوم رعنای
بده که ته سوزن چکودن رعنای
رفیق دزدون چکودن رعنای
رعنای گلای رعنای
گل سنبلای رعنای
گلونده رود اوخان درای رعنای
گوراب زرمخ طوفان درای رعنای
جنگل هنی شیران درای رعنای
فریادی از مردان درای رعنای
رعنای گلای رعنای
گل سنبلای رعنای

ترانه رعنا را می توان از لینک زیر دانلود کنید البته متن این ترانه که با صدای استاد فریدون پوررضا اجرا شده است با آنچه با در بالا آمده تفاوت بسیاری دارد .

برگردان:
رعنا تو می‌دانی من چوپان کوهستان هستم
سرچوپان مختارخان هستم
سالی صدمن روغن می‌گیرم
از چوپانی دست بردار نیستم
جان من و مرگ من به من بگو رعنا
بیچاره پارسال چه بر سرت آمده بود
رعنا گل و رعناسنبل است
راه اسپیلی سرپائینی است
قزاق تفنگ به دست آمده است
تیر به پهلوی کُردآقاجان زده است
کُردآقاجان امشب می‌میرد
شب هفت او را چه کسی می‌گیرد
رعنا گل و رعنا سنبل است
امسال سال باران است
نامرد چقدر فراوان است
امسال سال شیطان است
آدم کشی چقدر آسان است
رعنا گل و رعنا سنبل است
تو می‌گویی که من سوزن نمی‌شوم
رفیق دزدان نمی‌شوم
دیدی که ترا سوزن درست کردند
رفیق دزدان درست کردند
رعنا گل و رعنا سنبل است
در گلونده رود صدای پژواک تیراندازی و جنگ است
در گوراب زرمخ طوفان برپاست
درمیان جنگل شیران فراوانند
فریادهایی از مردان پیکارجو در آن است
رعنا گل و رعنا سنبل است.


برچسب‌ها: حیدر خان عمواوغلی, سیاهکل, اشکور, تصنیف, رعنا, فریدون پوررضا, گالش, رحیم آباد, رودسر, کوچک جنگلی
+ نوشته شده در 2012/3/16ساعت 21:29 توسط ابراهیم شادمهر |

حدود بیست روز پیش vahraz  اینجا کامنتی گذاشت و آدرس وبلاگ منشر کننده کتاب صوتی سردار جنگل نوشته ی ابراهیم فخرایی را برایم فرستاد . من البته همان روز آن فایل ها را دانلود کردم  و برخی از فایل ها را گوش کردم .  همانطور که از فایل ها مشخصه نسخه از کاست به ام پی تری تبدیل شده و کیفیت خیلی بالایی ندارد و لی از آنجا که این کتاب واقعا ارزشمند تقریباً دیگر در دسترس نیست ، این هم برای خود غنیمتی است . من قیلا در همین سایت موفق شدم مقدمه و پنج فصل از کتاب سردار جنگل را برای دانلود بگذارم ولی متاسفانه بنا به دلایلی موفق به ادامه این کار و اتمام کتاب سردار جنگل نشدم . امیدوارم که روزی این کار را به اتمام بگذارم . در حال حاضر قصد دارم تا نسخه صوتی این کتاب را در این وبلاگ منتشر کنم . تا عزیزانی که برای مطالعه و تحقیق به این وبلاگ مراجعه می کنند این نسخه را نیز در آرشیو خود داشته باشند . ظاهرا اولین سایتی که اقدام به انتشار این کتاب نمود http://audiolib.ir بوده است . من البته فایل ها به صورت جزء تر در اختیار دوستان قرار میدهم .

http://kochakejangali.persiangig.com/audio/Sardare%20Jangal%20%281%29.mp3
http://kochakejangali.persiangig.com/audio/Sardare%20Jangal%20%282%29.mp3
http://kochakejangali.persiangig.com/audio/Sardare%20Jangal%20%283%29.mp3
http://kochakejangali.persiangig.com/audio/Sardare%20Jangal%20%284%29.mp3
http://kochakejangali.persiangig.com/audio/Sardare%20Jangal%20%285%29.mp3
http://kochakejangali.persiangig.com/audio/Sardare%20Jangal%20%286%29.mp3
http://kochakejangali.persiangig.com/audio/Sardare%20Jangal%20%287%29.mp3
http://kochakejangali.persiangig.com/audio/Sardare%20Jangal%20%288%29.mp3
http://kochakejangali.persiangig.com/audio/Sardare%20Jangal%20%289%29.mp3
http://kochakejangali.persiangig.com/audio/Sardare%20Jangal%20%2810%29.mp3
http://kochakejangali.persiangig.com/audio/Sardare%20Jangal%20%2811%29.mp3
http://kochakejangali.persiangig.com/audio/Sardare%20Jangal%20%2812%29.mp3
http://kochakejangali.persiangig.com/audio/Sardare%20Jangal%20%2813%29.mp3
http://kochakejangali.persiangig.com/audio/Sardare%20Jangal%20%2814%29.mp3
http://kochakejangali.persiangig.com/audio/Sardare%20Jangal%20%2815%29.mp3
http://kochakejangali.persiangig.com/audio/Sardare%20Jangal%20%2816%29.mp3
http://kochakejangali.persiangig.com/audio/Sardare%20Jangal%20%2817%29.mp3
http://kochakejangali.persiangig.com/audio/Sardare%20Jangal%20%2818%29.mp3
http://kochakejangali.persiangig.com/audio/Sardare%20Jangal%20%2819%29.mp3
http://kochakejangali.persiangig.com/audio/Sardare%20Jangal%20%2820%29.mp3
http://kochakejangali.persiangig.com/audio/Sardare%20Jangal%20%2821%29.mp3
http://kochakejangali.persiangig.com/audio/Sardare%20Jangal%20%2822%29.mp3
http://kochakejangali.persiangig.com/audio/Sardare%20Jangal%20%2823%29.mp3
http://kochakejangali.persiangig.com/audio/Sardare%20Jangal%20%2824%29.mp3
http://kochakejangali.persiangig.com/audio/Sardare%20Jangal%20%2825%29.mp3
http://kochakejangali.persiangig.com/audio/Sardare%20Jangal%20%2826%29.mp3
http://kochakejangali.persiangig.com/audio/Sardare%20Jangal%20%2827%29.mp3
http://kochakejangali.persiangig.com/audio/Sardare%20Jangal%20%2828%29.mp3
http://kochakejangali.persiangig.com/audio/Sardare%20Jangal%20%2829%29.mp3
http://kochakejangali.persiangig.com/audio/Sardare%20Jangal%20%2830%29.mp3
http://kochakejangali.persiangig.com/audio/Sardare%20Jangal%20%2831%29.mp3

همین مطلب در کوچک جنگلی دات آی آر

+ نوشته شده در 2011/12/25ساعت 21:10 توسط ابراهیم شادمهر |

استاد ابراهیم فخراییچند ماه پیش تر بود که با خودم فکر می کردم ابراهیم فخرایی نویسنده کتاب گرانقدر سردار جنگل  (+) و همراه  واقعی میرزا کوچک جنگلی آیا پس از انقلاب اظهار نظری درباره ی نهضت جنگل داشته یا نه؟ و اگر داشته کجا بوده و به چه کیفیتی ؟ از همین رو بود که به دنبال این موضوع رفتم تا شاید مطلبی در خور توجه پیدا کنم ، از آنجا که " جوینده یابنده است " من هم موفق شدم منابع و مطالب بسیار ارزشمند و مهم [ هر چند بسیار کم و کوتاه ] پیدا کنم . مجله ی وزین کیهان فرهنگی در سال های اول دهه ی شصت یک مصاحبه ی کامل با استاد ابراهیم فخرایی انجام داد که از حیث نوع سوالات و مطالب عنوان شده در آن به نوعی کم نظیر است . از جمله می توان به ارائه نامه ای [ سند ] از میرزا به کیهان فرهنگی توسط استاد فخرایی اشاره نمود که بسیار ارزشمند و در خور اهمیت است . سعی کردم این مصاحبه و یک مطلب دیگر از دکتر گلشنی در باب نهضت جنگل را در قالب یک نسخه pdf  در اختیار دوستان قرار دهم ، امیدوارم که مورد توجه شما قرار بگیرد . آنچه در ادامه برای دانلود گذاشته ام ، صرف نظر از آنچه در بالا آمد بدین جهت ارزشمند و گرانبهاست که هنگام انتشار و چاپ این مطالب بسیاری از ما سن و سال زیادی نداشته ایم و شاید بعضی از دوستان پا به این دنیا نگذاشته بودند از این رو ممکن است هیچ گاه با این مطالب برخورد نکرده باشیم .
برای دانلود لطفا به ادامه مطلب بروید .

ادامه مطلب
+ نوشته شده در 2009/4/28ساعت 0:56 توسط ابراهیم شادمهر |


معمولا رسم بر این بوده و هست که در این وبلاگ غیر از مطالب مر بوط به نهضت جنگل و میرزاکوچک خان چیزی ننویسم . اما چند روز پیش وقتی در آرشیوم به دنبال  شعری با صدای مرحوم شیون فومنی که برای میرزا سروده می گشتم . توفیقی دست داد تا نقل و نبات هاپ را برای چندمین بار گوش بدهم . نقل و نبات هاپ سروده ای بسیار زیباست از مرحوم شیون فومنی که زبان و شرح حال بسیاری از مبارزین و حتی مردم عادی در سال های دهه ی پنجاه و روزهای انقلاب است و با اینکه از ابتدا قرار بود چیز دیگری برای این پست بگذارم ، تصمیم گرفتم به مناسبت این روزها این شعر را با صدای مرحوم شیون فومنی برای دانلود قرار بدهم . البته این را می دانم که بسیاری از دوستان گیلانی یا این فایل را گوش داده اند و یا اینکه در آرشیوشان دارند ، ولی درخواست برخی از دوستان نیز در این کار دخیل بوده ، چنانچه در ایمیل هایشان درخواست آهنگ و اشعار بیشتری از فرهنگ گیلان داشتند. نقل و نبات هاپ داستانی است جالب و شنیدنی که می تواند شرح حال هر کدام از افراد این جامعه باشد و آدم های پیرامونی این شعر می تواند برای ما بسیار آشنا باشد .
مرحوم شیون خودش در ابتدای این شعر اینچنین توضیح می دهد : « وقتی که [در کودکی] ما بازی می کردیم ، بازی  ای به نام لال بازی بود که انتهای ان بازی می گفتیم نقل و نبات هاپ و دهانمان را می گرفتیم .دقیقا می خواستم در اینجا حرکت یک انسان را در تداوم یک جهش و انقلاب نشان بدهم . و هر چیزی را که یک انسان می تواند از جامعه ی خود بگیرد ، به همین خاطر ما منکر جهت ها نمی شویم . » در هر صورت امیدوارم دوستان از شنیدن این فایل لذت ببرند.  این فایل در حدود 16 دقیقه4361KB است. 
دانلود


پی نوشت : یادنامه ی مرحوم شیون را می توانید از اینجا دانلود کنید.                               

لینک های مرتبط ::

نمونه ای از اشعار
ماجرای یک نامه  
از یاد جنگل (شعر)  
گیلؤنِ جمهوری (شعر)
میرزا - "ساسان ورتوان"
+ نوشته شده در 2009/2/9ساعت 16:3 توسط ابراهیم شادمهر |

حتماً این روزها سریال عمارت فرنگی را که از شبکه دوم سیما پخش می شود را دیده اید . این سریال که نگاهی دارد به تاریخ معاصر ، گوشه هایی از تاریخ این مرز و بوم را از اواخر دوره قاجاریه به تصویر می کشد . افول نهضت مشروطه و به سلطنت رسیدن رضاخان از مواردی است که در این سریال بدان اشاره شده. قسمت اخیر این سریال اختصاص داشت به اواخر عمرمیرزا کوچک جنگلی و همچنین نهضت جنگل ،که تا حد بسیار زیادی هم موفق بود . صرف نظر از انتخاب بازیگر همسر میرزا کوچک جنگلی که می توانست از این بهتر صورت بگیرد باید گفت که برای اولین بار غربت میرزا در این سریال به طرز آشکاری نمایان شد . چیزی که بقول اخوی بنده، افخمی شاید نمی خواست آنرا نشان بدهد و کام مردم را بیش از این تلخ تر کند محمد رضا ورزی بخوبی از پس آن در یک قسمت از سریال (با وقت بسیار محدودتر) بر آمد. به هر حال نشان دادن قهرمانان ملی از این دست  ، در صدا و سیمای جمهوری اسلامی را می توان به فال نیک گرفت . اهمیت ماجرا از این رو است که پس از پخش این سریال در تاریخ 1387/11/10 تعداد سرچ هایی که پیرامون نهضت جنگل و میرزا کوچک توسط موتورهای جستجو صورت گرفته بیش از دوبرابر روزهای قبل بوده و این نشان از حقیقت یابی طیف تحصیلکرده ی ایرانی دارد .که متاسفانه در طی این سالها خواسته یا ناخواسته ، عمداً یا سهواً تشنه ی حقیقت مانده است . سعی بنده بر این خواهد بود تا این قسمت از سریال را به نحوی در اختیار دوستان قرار دهم. اینکه از طریق دانلود باشد یا تماشای آنلاین را نمیدانم ولی بزودی این کار را خواهم کرد . انشاءالله. البته شما هم می توانید تحلیل های تان را درباره این قسمت از سریال برای این وبلاگ بنویسید ، مطمئنم که نظرها در این باره متفاوت است بهمین دلیل تحلیل ها می تواند ما را به یک جمع بندی خوب برساند .

امروز تیتراژ پایانی این سریال را که بازخوانی دوباره ی آهنگ میرزاکوچک خان است را برای دانلود گذاشته ام . این آهنگ در فرمت mp3 و در دو حجم 629K و2509k  تهیه شده تا دوستان برای دانلود مشکلی نداشته باشند .متن گیلکی و معنی فارسی شعر میرزاکوچک خان را می توانید در اینجا مطالعه کنید .

موسیقی و تنظیم تصنیف : استاد سید محمد میرزمانی
خواننده : استاد ناصر مسعودی
نوازندگان : حسن فراهانی
             حسین شریفی
             کریم قربانی
             فرشید حفظی فرد
             علی جعفری
             میثم مرودستی
             علیرضا خورسعیدی

دانلود : باحجم 629K

دانلود : با حجم ۲.۴۴۳MB

لینک این مطلب در بالاترین

لینک های مرتبط ::


دانلود موسیقی سریال کوچک جنگلی
نماهنگ زیبا از کوچک جنگلی- 10 دقیقه قابل دانلود
دانلود کتاب تاریخی سردار جنگل


+ نوشته شده در 2009/1/30ساعت 14:34 توسط ابراهیم شادمهر |

از یازدهم آذرماه تاکنون مطالب خوبی درباره ی نهضت جنگل در وبلاگستان فارسی دیده شد ، که هر چند نسبت به سال گذشته در همین ایام کاهش داشت ولی برای میرزا و یارانش که از غربا تاریخ معاصر هستند ، همین قدر هم غنیمت است . یادم هست سال گذشته یک جهش وبلاگی در این زمینه ایجاد شد که البته مسابقه انجمن اسلامی آموزش و پرورش گیلان کم تاثیر نبود . متاسفانه باید گفت که نوشتن درباره ی میرزا و نهضت جنگل منحصر شده به آذر ماه ؛که امیدوارم دوستان گیلانی این اشکال را برطرف نمایند و با یاد کردن از میرزا ، دکتر حشمت و بزرگان نهضت جنگل هر از چند گاهی ، یاد آنها را در دل ها زنده نگهدارند. این کار حتی با اشاره کوتاه در پست های روزانه و یا در نوشته ای در مقام مقایسه قرار دادن عملکرد و شخصیت نهضت جنگل با اشخاص معاصر داخلی و خارجی حاصل می شود . روی سخن بنده بیشتر با دوستان ارجمندی است که قلم شیواشان و نوشته های ارزشمندشان هم اکنون در بسیاری از وبلاگ ها ، سایت ها و نشریات قابل مشاهده است . امیدوارم ما گیلانی ها ، (حالا که خیلی هاحوصله و فرصت این را ندارند که به فرهنگ و هنر بپردازند حالا به عمد یا سهو) فرهنگ والای مان را عزیز بشماریم .بقول خودمان : « آقا ، آقا ، از خانه در آیه ». به امید سربلندی گیلان و گیلانی . 

برای پست امروز دانلود دو فصل از کتاب ارزشمند سردار جنگل در نظر گرفته شده است . باید ذکر کنم که لینک های دانلود قبلی همگی فعال و بدون اشکال هستند . رمز فایل هاkochakejangali.blogfa.com  است ، که در این تصویر قابل مشاهده است . چنانچه در حین دانلود به مشکلی برخوردید بنده را در جریان امر قراردهید . شایان ذکر است که کتاب حاضر که بصورت فصل های  جداگانه به شما عزیزان تقدیم میشود منتشر شده توسط سازمان چاپ و انتشارات جاوید و چاپ شهریور ماه 1351 است . که البته چاپ اول آن به سال 1344 بر می گردد .

برای دانلود فصلهای 4و5 می توانید به ادامه مطلب بروید ...

لینک های مرتبط :

دانلود کتاب "سردار جنگل" (مقدمه ، فصل های اول و سوم )
دانلود کتاب سردار جنگل (فصل دوم شخصیت و اخلاق و افکار میرزاکوچک)
دانلود کتاب "سردارجنگل" (نامه ها و روزنامه ها) 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در 2008/12/18ساعت 12:25 توسط ابراهیم شادمهر |

از آنجا که در آستانه هشتاد و هفتمین سالگرد شهادت میرزاکوچک قرار داریم تصمیم گرفتم تا قسمتهایی مهم از کتاب ارزشمند و گرانقدر سردار جنگل را در اختیار دوستان گرامی قرار بدهم . تمامی نسخه هایی که ارائه می شود بصورت pdf و در حجم های پایین است .
بسیاری از مطالب و مستنداتی که امروزه در رسانه ها و جراید انتشار می یابد بر پایه ی همین کتاب است . این کتاب که توسط استاد ابراهیم فخرائی نوشته و جمع آوری گردیده ، توسط انتشارات جاویدان به چاپ رسیده . ابراهیم فخرائی خود در زمان میرزا از مسئولان فرهنگی نهضت جنگل بوده است واین کتاب از همین حیث میتواند مستندترین منبع در زمینه شناخت نهضت جنگل باشد. اکثر مطالب و عکسهای این وبلاگ برگرفته از همین کتاب است . نقش این کتاب تاحدی بالاست که بهروز افخمی برای ساخت فیلم کوچک جنگلی مستقیما از همین کتاب یاری گرفت .
همانطور که قبل از این آمد برای سهولت در دانلود ، نسخه ها در حجم های پایین و کیفیت مطلوب ارائه شده است . امید است که دوستان ما را در اشاعه این مهم یاری نمایند . برای باخبر شدن از بروزرسانی های بعدی و همچنین اخبار وبلاگ می توانید در خبرنامه ی وبلاگ ثبت نام کنید .


در نخستین مرحله  یک فایل فشرده‌شده به حجم 849 کیلو بایت ، شامل نامه ها و روزنامه های زمان میرزا کوچک ، در اختیار علاقمندان قرار خواهد گرفت.

دانلود




لینک های مرتبط::

دانلود موسیقی سریال کوچک جنگلی
+ نوشته شده در 2008/11/21ساعت 21:49 توسط ابراهیم شادمهر |

چند تم زیبا از میرزا کوچک خان جنگلی هست که امروز فقط یه تم برای گوشی های سونی اریکسون مدل های k750 و W700 و W800 و W600 رو در این پست گذاشتم.

              



              


طـــرز دانـــلـــود ::
لطفا برای دانلود تم میرزا کوچک برای لینک زیر راست کلیک کرده و Save Target As   یا   download with DAP   یا    download with IDM   را انتخاب کرده و دانلود کنید.

دانلود


لینک های مرتبط::

+ نوشته شده در 2008/9/14ساعت 9:14 توسط ابراهیم شادمهر |